سوگند نامه پزشکی از بقراط تا امروز!

سوگند نامه بقراط

سوگند نامه بقراط

پزشکی را همگان به درستی رشته ای مقدس می دانند. ، در این مقاله به بررسی سوگند نامه بقراط میپردازیم ، این موضوع در تمامی کشورها و فرهنگ های حاکم بر آنها با تفاوت هایی در شدت آن قابل مشاهده است. یکی از عواملی که طبابت را در فرهنگ ها و کشورهای مختلف به هم شبیه نموده است، بحث بسیار مهم و قابل تأمل اخلاق پزشکی است. این امر در تمامی مراحل آموزش پزشکی کاملاً نهادینه شده و به عنوان یک واحد درسی مستقل در بسیاری از دانشگاه های جهان به دانشجویان پزشکی آموزش داده می شود. در این میان، سوگند نامه بقراط نقش بسزایی ایفا می کند که دانشجویان پزشکی پیش از فراغت از تحصیل مفاد آنرا بر زبان جاری ساخته و بر سیطره آن بر دل و تمامی شئونات حرفه ایشان گواهی می دهند و سوگند یاد می کنند. در این نوشتار به بررسی عواملی که مانع از عمل پزشکان به سوگند نامه بقراط و سایر سوگندنامه های حرفه ای ایشان می شود پرداخته خواهد شد.
مقدمه
اخلاق، خوی ها و ویژگی های درونی انسان است که منشأ رفتار انسان ها بوده و عمیق ترین نفوذ و اثر را در حوزه رفتار آدمی دارند. به عبارت دیگر، اخلاق، ساختار وجودی انسان است. واژه اخلاق گاه به معنای عام به کار می رود و منظور از آن همه ویژگی های درونی انسان اعم از خوب یا بد می باشد اما در اکثر موارد اخلاق به معنای خاص “رفتار و خصوصیات روحی و معنوی مثبت” استعمال می شود. از این رو رفتار اخلاقی نیز رفتاری است که مطابق با ارزش های والای انسانی باشد. در زبان لاتین نیز دو کلمه morality و ethics هر دو بیانگر مفهوم اخلاق می باشند، که البته با یکدیگر تفاوت هایی دارند. “morals” به معنای “خلق و خوی راسخ در نفس” به کار می رود، در حالی که برای نظریه های پیرامون رفتار خوب و بد، درست و خطا، وپاک و پلید انسان، واژه “ethics” به کار می رود.
در میان همه شاخه های اخلاق حرفه ای، اخلاق پزشکی از جایگاه خاصی برخوردار است و این به خاطر جایگاه خاص و متعالی است که حرفه پزشکی دارا است. گفته اند شرف هر علمی به شرف موضوع آن است و در عالم هستی شریف ترین موضوع “انسان” است چرا که “لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم”(سوره تین، آیه4)، انسان خوش ساختارترین پدیده و آفریده خداوند است. انسان موجودی است که خداوند او را، به تعبیری زیبا و کنایه وار، با دو دست خویش آفریده است:”قال یا ابلیس ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدی”(سوره ص، آیه 75). بنابراین هر علمی که به نحوی از انسان سخن می گوید شریف ترین علم است. علم پزشکی از بدن انسان می گوید و جایگاه خاصی در میان علوم آکادمیک دارد، هر چند بدن انسان نازل ترین مرتبه وجود اوست. علم اخلاق نیز از احوالات ثابت و سجیات پایدار انسانی می گوید و در واقع طبابت روح آدمی را بر عهده دارد. اما همان گونه که مشهود است، علم پزشکی و طبابت، هر چند بیشتر درمان امراض جسمی انسان را بر عهده دارد، از دوران گذشته با روان و خلقیات انسان پیوندی ناگسستنی داشته است. اخلاق پزشکی از دیر باز یکی از اجزاء علم طب محسوب می شده است و عالمان طب در کنار پرداختن به مسائل پزشکی و توصیه های دارویی، توصیه های اخلاقی نیزداشته اند. متأسفانه پیشرفت های علمی در قرن اخیر و توجه به علم صرف، پیامدهای نامطلوبی را ایجاد نمود.
دین اسلام که هدف و غایت بعثت و نبوت را “اتمام مکارم اخلاق” عنوان نموده است، توجهی عمیق و دیدگاهی وسیع نسبت به مسئله اخلاق به طور عام و اخلاق پزشکی به طور خاص دارد. اسلام و خصوصاً مکتب شیعه با اجتهاد پویای خود بسیاری از مسائل و موضوعات جدید و مستحدثه در اعصار جدید را با علم فقه جوابگو بوده است.
در حیطه اخلاق پزشکی ما نباید به آنچه فعلاً در علوم اسلامی بیان شده و به رشته تحریر در آمده است اکتفا کنیم، چرا که منابع اسلامی، خصوصاً منابع در دست شیعه، خزائنی گرانبها هستند که هنوز جز معارف اندکی از آنها در قالب کلام و کتاب در نیامده اند.
سوگندنامه بقراط متنی است منسوب به بقراط، پزشک یونان سده پنجم پیش از میلاد که دانش‌آموختگان رشته پزشکی سوگند می‌خورند به آن وفادار باشند.

متن سوگند نامه بقراط

من به آپولون، پزشک آسکليپوس، هيژيا و پاناکيا سوگند ياد مي کنم و تمام خدايان و الهه ها را گواه میگيرم که در حدود قدرت و بر حسب قضاوت خود مفاد اين سوگند نامه و تعهد کتبی را اجرا نمايم. من سوگند ياد مي كنم که شخصی را که به من حرفه پزشکی خواهد آموخت مانند والدين خود فرض کنم و در صورتی که محتاج باشد درآمد خود را با وی تقسيم کنم و احتياجات وی را مرتفع سازم. پسرانش را مانند برادران خود بدانم و در صورتی که بخواهند به تحصيل پزشکی بپردازند بدون مزد يا قراردادی حرفه پزشکی را به آنها بياموزم. اصول دستورهای کلی، دروس شفاهی و تمام معلومات پزشکی را جز پسران خود، پسران استادم شاگردانی که طبق قانون پزشکی پذيرفته شده و سوگند ياد کرده اند به ديگری نياموزم. پرهيز غذايی را بر حسب توانايی و قضاوت خود به نفع بيماران تجويز خواهم کرد نه برای ضرر و زيان آنها و به خواهش اشخاص به هيچ کس داروی کشنده نخواهم داد و مبتکر تلقين چنين فکری نخواهم بود. همچنين وسيله سقط جنين در اختيار هيچ يک از زنان نخواهم گذاشت. با پرهيزگاری و تقدس زندگی و حرفه خود را نجات خواهم داد. بيماران سنگ دار را عمل نخواهم کرد و اين عمل را به اهل فن واگذار خواهم نمود. در هر خانه ای که بايد داخل شوم برای مفيد بودن به حال بيماران وارد خواهم شد و از هر کار زشت ارادی و آلوده کننده به خصوص اعمال ناهنجار و با زنان و مردان خواه آزاد و خواه برده باشند اجتناب خواهم کرد. آنچه در حين انجام دادن حرفه خود و حتی خارج از آن درباره زندگی مردم خواهم ديد يا خواهم شنيد که نبايد فاش شود به هيچ کس نخواهم گفت زيرا اين قبيل مطالب را بايد به گنجينه اسرار سپرد. اگر تمام اين سوگند نامه را اجرا کنم و به آن افتخار کنم از ثمرات زندگی و حرفه خود برخوردار شوم و هميشه بين مردان مفتخر و سربلند باشم، ولی اگر آن را نقص کنم و به سوگند عمل نکنم از ثمرات زندگی و حرفه خود بهره نبرم و هميشه بين مردان سرافکنده و شرمسار باشم.
متن سوگند نامه بين المللي امروزي
هم اكنون كه حرفه پزشكي را براي خود اختيار مي كنم با خود عهد مي بندم كه زندگيم را يكسره وقف خدمت به بشريت نمايم و احترام و تشكرات قلبي خود را به عنوان دين اخلاقي و معنوي به پيشگاه اساتيد محترم تقديم مي دارم و سوگند ياد مي كنم وظيفه خود را با وجدان و شرافت انجام دهم. اولين وظيفه من اهميت و بزرگ شماري سلامت بيمارانم خواهد بود. اسرار بيمارانم را هميشه محفوظ خواهم داشت. شرافت و حيثيت پزشكي را از جان و دل حفظ خواهم كرد. همكاران من برادران و خواهران من خواهند بود. دين، مليت، نژاد، عقايد سياسي و موقعيت اجتماعي هيچگونه تأثيري در وظايف پزشكي من نسبت به بيمارانم نخواهد داشت. من در هر حال به زندگي بشر كمال احترام را مبذول خواهم داشت و هيچگاه معلومات پزشكي ام را برخلاف قوانين بشري و اصول انساني به كار نخواهم برد. آزادانه به شرافت خود سوگند ياد مي كنم آنچه را كه قول داده ­ام انجام دهم.

متن سوگندنامه بقراط در ايران

اكنون كه با عنايات و الطاف بيكران الهي دوره دكتري پزشكي را با موفقيت به پايان رسانده ام و مسئوليت خدمت به خلق را بر عهده گرفته ام، در پيشگاه قرآن كريم به خداوند قادر متعال كه داناي آشكار و نهان است و نامش آرامش دل هاي خردمندان و يادش شفاي آلام دردمندان، سوگند ياد مي كنم كه: همواره حدود الهي و احكام مقدس ديني را محترم شمارم، از تضييع حقوق بيماران بپرهيزم و سلامت و بهبود آنان را بر منافع مادي و اميال نفساني خود مقدم دارم, در معاينه و معالجه حريم عفاف را رعايت كنم و اسرار بيماران خود را، جز به ضرورت شرعي و قانوني، فاش نسازم، خود را نسبت به حفظ قداست حرفه پزشكي و حرمت همكاران متعهد بدانم و از آلودگي به اموري كه با پرهيزكاري و شرافت و اخلاق پزشكي منافات دارد اجتناب ورزم، همواره براي ارتقاء دانش پزشكي خويش تلاش كنم و از دخالت در اموري كه آگاهي و مهارت لازم را در آن ندارم خودداري نمايم, در امر بهداشت, اعتلاء فرهنگ و آگاهي هاي عمومي تلاش نمايم و تأمين، حفظ و ارتقا سلامت جامعه را مسئوليت اساسي خويش بدانم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.